عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
190
كشف الحقايق ( فارسى )
و بعضى مىگويند كه از عالم نباتات هم فروگذرد و بعالم جمادات حشر شود زيرا كه مسخ در برابر نسخ است و نسخ از جماد برمىآيد تا به انسان رسد پس در مسخ از انسان فرود آيد تا بجماد رسد و به قدر گناه عذاب كشد و به قدر خيانت ( كذا - شايد : جنايت ) قصاص باشد ( كذا - ظ - يابد ) آنگاه باز بمراتب برآيد و به مرتبه انسانى رسد و كمال حاصل كند و بعد از مفارقت بعالم خود پيوندد و اگر كمال خود حاصل نكند باز بعالم حيوانى بازگردد و از حيوانات بنباتات آيد و از نبات بجماد رسد همچنين يكبار و دو بار و ده بار و صد بار تا آنگاه كه كمال حاصل كند . باب « 1 » در سخن اهل وحدت در بيان معاد انسان و آنچه تعلق بمعاد دارد بدانكه اهل وحدت دو قسمند : اصحاب نار و اصحاب نور و باز اصحاب نار دو طايفهاند و هر دو طايفه مىگويند كه وجود حقيقى يكى بيش نيست و آن وجود خدايست تعالى و تقدس و به غير وجود خداى چيزى ديگر موجود نيست و وجود ندارد و تمام افراد عالم خيال و نمايش است و وجود ندارد الا وجود خيالى و عكسى و ظلى و به خاصيت وجود حقيقى كه وجود خدايست اينچنين موجود مىنمايد همچو موجوداتى كه در خواب و آب و مرآت نمايند و عكس و ظل و خيال را معاد نباشد . فصل بدانكه اصحاب نور هم دو طايفهاند و هر دو مىگويند كه وجود يكى بيش نيست و آن وجود خدايست و به غير از او چيزى ديگر وجود ندارد اما اين يك وجود ظاهرى و باطنى هم دارد ( كذا فى المتن - شايد : ظاهرى دارد و باطنى هم دارد ) ظاهر او را خلق مىگويند كه عبارت از عالم اجسام است و باطن او را امر مىگويند كه عبارت از عالم ارواحست و عالم ارواح با عالم اجسامست و هر دو
--> ( 1 ) - باب سيم